تبليغاتX
.. سایه ی عشق
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385
با مزه نیست؟
Spring effect...

Happy Palm Sunday!

 

یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385
چشا در ویش میخواد....
Easter decorations...
سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385
ضد حال یعنی....
ضد حال یعنی فیلم(نقاب زورو)را با زیر نئیس چینی ببینی

ضد حال یعنی وقتی یک کیلو سیروپیاز خوردی به خیال اینکه دو سه روزی خونه هستی بعد همون موقع به یه مهمونی که خیلی منتظرش بودی دعوت شی

ضد حال یعنی ماکارونی بدون گوشت خوردن

ضد حال یعنی ژیان زیرت بگیره

ضده حالیعنی منتظر یک تلفن مهم باشب همون موقع مزاحم تلفنی پیدا کنی

ضد حال یعنی ادامس را باد کنی و جلوی همه افه بیای و همون وقت بترکه و بچسبه به صورتت

ضد حال یعنی وقتی همه محو تماشای موهای قشنگت هستند باد بزنه و کلاه کیست بیوفته

ضد حال یعنی وقتی داری بچه ای رو ناز میکنی خیست کنه

ضد حال یعنی این همه مساافت خوابگاه تا دانشگاهو بری و استاد نیاد

 

 

************************

ده بهانه برای شاد بودن

اینکه استادتان یک بیماریه صعب العلاج بگیرد یا یک بورسیه ناگهانی به او بدهند

اینکه درست شب خواستگاری عقلتان سر جایش بیاید

اینکه در یک مهمانی آبرومند زیپ شلوارتان باز نمانده باشد

اینکه وقتی یک پرنده ی بی ادب توی آسمان بود روی سر دیگری  اه کند

اینکه همسایه ی بالاییتان تجاقش کور باشد

اینکه بلا به جانتان بخورد اما به مالتان  نخورد

اینکه تلویزیونتان بسوزد و برود پی کارش

اینکه کارت اینترنتتان وسط راه تمام شود

اینکه     نه.....ان یکی رو خودت حدس بزن

**************************

علائم اعتیاد به اینترنت:

تکالیفتان را به صورت  هات میل در می اورید و آدرس آن رابه استادتان میدهید

اگر اسم دوستتان جواد باشد اورا   جا وا     صدا می کنید

از این ناراحتید که در آگهی ترحیم نمی توان آدرس ایمیل جدید ممرده را نوشت

ساعت ۴ صبح که از خواب بیدار میشوید در بین راه سری به رایانه میزنید و آف هایتان را چک میکنید

وقتی مودم را خاموش میکنید احساس پ.چی میکنید و مثل این است که عزیزی را از  دست داده اید

تصمیم میگیرید یکی دوسالی بیشتر در دانشگاه باشید فقط به خاطر استفاده ی رایگان از سیستم

بهترین هدیه را کارت اینتر نت میدانید و شب ها خوابش را میبینید

سر کلاس درس به جای گوش دادن مشغول ساختن آی دی های جداد برای سر کار گذاشتن دختر مردم میشوید

 

یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385
واسه دوست عزیزم مرجان
مرجان حون نمیدونم عاشق چیه اینی؟

فقط به خاطر تو مرجان

پنجشنبه یازدهم خرداد 1385
دوست دارم
دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم

دوست دارم (ا)

            

                        Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

چهارشنبه دهم خرداد 1385
چهارشنبه دهم خرداد 1385
برج عشق
ساده ازم گذشتی مثل یه قاب رو دیوار

ندیدی اشک منو تو لحظه های دیدار

نه تاب بودم نه آدم ترس من از همین بود

شکستن دمادم هر لحظه تو کمین بود

از برج عشق پریدن سقوط آخرم بود

چه شبهایی نبودی غم تنها یاورم بود

هیچ کس ندید اون شبا بالو پرم شکسته

کشتی عشق من باز بد جور به گل نشسته

نامه پاره پاره ندیدن دوباره

اشک و غم زیادی یه قلب تیکه پاره

دریای من تو بودی

دریای عشق پاکم

غرق تو بودم اما الان اسیر خاکم

به گل نشست تموم خاطره های دورم

مثل یه کشتی پیر حالا غرق غرورم

محاله که دوباره دل به نگات ببندم

به حرفای دروغیت یواشکی بخندم

منم شدم مثل تو یه تیکه سنگ و ولاد

یاد تورو سپردم به غربت و آه باد

برو سلامت عزیز سقوط من بی صداس

بازم مثل همیشه دردای من بی دواس

هیچ کس نمی پرسه عشق قدیمت کجاس

همه میدونن که عشق بازی چه ی دست ماس

<<<<<<<<<<<<***************>>>>>>>>>>>>>و

  ******          وداع

 

این آخرین شعر منه که میگمش واسه شما

سخته که باور بکنم شما شدین ازم جدا

اون کسی که تو زندگی از همه چیز مهم تره

قبول کنید که مشکله یه روز بذاره و بره

شما گذاشتی رفتی تا به آرزوهات برسی

ندیدی که به موندنت بسته نفس های کسی

کسی که تو آسمونا نگاش همش به ماه باشه

باید پیش نگاه اون ستاره ها سیاه باشه

مهر شما از این دلم بیرون نمیره به خدا

به برق اون نگاهتون دلم اسیره به خدا

یه لحظه نمیشه که بی یادتون سر بکنم

میخوام ولی نمیتونم عشقمو کمتر بکنم

دردی که توی دلمه دیگه مداوا نمیشه

دلی که از غصه گرفت با خنده ها وا نمیشه

شکستینش قلب منو

          نشکنه قلبتو کسی

                خدا کنه به هر چی که

                           آرزو داری برسی .........

<<<<<<<<<<<<<<<<<************>>>>>>>>>>>>>

 

 انتهای آرزو......

 یکی از تموم دنیا عاشق خار گلا شد

یکی وا مونده تو حسرت پشت این پنجره ها شد

یکی تقدیر وصالش دلشو تا آسمون برد

یکی از غصه ی دوریش وسط تنهایی ها مرد

یکی خوشحاله که یارش گفته فقط تورو می خوام

یکی غرق این سواله پس کجاس عاشق حرفام

هیشکی از گوشه ی چشمش یه نیگا به سایه ننداخت

یکی تا ستاره رفتو اون یکی به زندگی باخت

نه گلا برای عاشف حسی از چیدنو دارن

نه برای چشم معشوق ارزش دیدنو دارن

یکی از زندگی یه خود فقط ابتدا رو گم کرد

یکی ابتدا و آخر همه لحظه ها رو گم کرد

خنده ی گلا تو باغچه انتهای آرزو نیست

               یکی دنلال ستارس اما عشق که جست و جو نیست

 

 

 

 

چهارشنبه دهم خرداد 1385
 YOU
 
 
 

خواستم گلی از میان گلها زندگیم چیده به همراه بیاورم به تکاپو افتادم

به هر کجا که رفتم به هر کویی که سر زدم چیزی مطلوب تو نیافتم

به سوی باغهای با صفا به راه افتادم

دست به شکوفه ای بردم

سوزش را در خود احساس کردم

از چیدن گل منصرف شدم

ناگهان هدیه ای به یادم امد

که فقط مطلوب تو بود

 

 

بنام آفريننده عشق...

تو را با اشک خون از دیده بیرون راندم آخر هم

که تا در جام قلب دیگری ریزی شراب آرزوها را

به زلف دیگری آویزی آن گلهای صحرا را

مگو با من، مگو دیگر، مگو از هستی و مستی

من آن خود رو گیاه وحشی صحرای اندوهم

که گلهای نگاه او، خنده هایم رنگ غم دارد

مرا از سینه بیرون کن

ببر از خاطر آشفته نامم را

بزن بر سنگ جامم را

مرا بشکان، مرا بشکان

تو سر تا پا وفا بودی

تو بد درد آشنا بودی

ولی ای مهربان من

بگو آخر، که از اول کجا بودی؟

کنون کز من به جا مشت پری در آشیان مانده

و آهی زیر سقف آسمان مانده

بیا آتش بزن این آشیان، این بال و پرها را

رها کن این دل غمگین و تنها را

تو را راندم

که دست دیگری بنیان کند روزی بنای عشق و امیدت

شود امید جاویدت

تو را راندم

ولی هرگز مگو با من

که اصلا معنی عشق و محبت را نمی دانم

که در چشمان تو نقش غم و دردت نمی خوانم

تو را راندم

ولی آن لحظه گویی آسمان می مرد

جهان تاریک می شد، کهکشان می مرد

درون سینه ام دل ناله می زد

باز کن از پای زنجیرم

که بگریزم، به دامانش بیاویزم

به او با اشک خون گویم

مرو، مرو من بی تو می میرم

ولی من در میان های های گریه خندیدم

که تو هرگز ندانی

بی تو یک تک شاخه ی عریان پاییزم

دگر از غصه لبریزم

در این دنیا بمان بی من

برای دیگری سر کن نوای عشق و مستی را

بخوان در گوش جان دیگری آوای مستی را

تو ای تنها امیدم

بی من از آن کوچه ها بگزر

مرا یک دم به یاد آور

به یاد آور که می گفتم

بیا امید جان من

بیا تن را ز قید آرزوهایش جدا سازیم

بیا می عاد خود را بر جهان دیگر اندازیم

به یاد آور که اکنون بی تو خاموشم

ز خاطرها فراموشم

و یک تک لاله ی وحشی

بجای لاله بر گور دل من روشن است اکنون

 که من تنها رها گشتم

به دنیای دگر رفتم

. ,,, *.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.WELCOME TO ELINA20.BLOGFA.COM*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

i r L e a r n . c o m

irlearn.com

www.irlearn.com

Meta http-equiv="Site-Exit" Content="blendTrans(Duration=1.0)">
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
www.iroweb.com

..
*
*
*
*

.


.

explorer blog

. براي Add کردن کليک کنيد ........... . . New Page 3 ............. ........... ............. ............. فعالين جنبش زنان ايران را آزاد كنيد